شهيد تيمسار شريف اشراف
 
ولادت: ۱۳۱۶، شيراز
شهادت: ۱۳۵۸ ، بانه
شغل: نظامي(تيمسار ارتش)
سمت: معاونت فرماندهي پادگان حمزه سيد الشهداء

شهيد شريف اشراف

تو خوب براي ساختن كاخ بهشت آجر جمع كردي بابا.نمازم كه تمام مي شود ياد آن صبح زمستاني مي افتم كه يك گوني دستت بود و زير برف آمدي.ازت پرسيدم اين ديگه چيه؟

گفتي: پوتين پلاستيكي براي بچه هايي كه كفش ندارند،توي اين برف و بارون بپوشند.

مادر بزرگ كلي دعايت كرد.من احساس خوبي داشتم.اين كه تو كفش بچه هاي بي پول را مي دهي.هر چه كردم نگذاشتي پوتين ها را ببينم.گفتي شايد هوس كني.اما اينها براي بچه هاي ديگه ن.شايد هم قيافه شون را بسپاري تو ذهنت و هر كي از اونها پاش بود رو جور ديگه اي نگاه كني.

آن موقع جور ديگه نگاه كردن برايم بي معنا بود.ما حرفت را گوش كردم و پس كشيدم.مامان مي گفت: بگو براي من دعا كنند.تو جواب دادي:قرار نيست در قبال اينها مزد بگيرم اما تو مسجد ميگم برات دعا كنند مهين جان! و رفتي زير برف كجا نمي دانم.

كتاب "شريف شريف"(از زبان دختر شهيد)،امير رضا مافي،انتشارات سوره سبز،تهران،چاپ اول، 1390، صفحه ۶۸ و ۶۹.