شهيد علي ماهاني

ولادت: ۱۳۳۶، كرمان
شهادت: ۱۳۶۲، والفجر ۲
شغل: نظامي
سمت: جانشين مخابرات لشكر 41 ثارالله استان كرمان

با گذشت این دوران  پر از خفت، ‏بالاخره، ‏انقلاب به پیروزی رسید و از شکنجه گاه های ساواک آزاد شد. نرسیده، شروع کرد به فعالیت در محله خودمان. مسجد هاشمی، مسجدی بود که بجز چند پیرمرد و پیرزن کسی در آنجا نماز نمی خواند. پیش نماز هم نداشت. آن روزها علی آقا شب و روز نداشت. دائم به این طرف و آن طرف می دوید. تا در آخر با چند نفر از دوستانش توانست نماز جماعت را در مسجد برقرار کند. دوستانش او را بعنوان پیش نماز انتخاب کرده بودند، ‏که بعدها علی آقا گفت: چه کنم؟ لایق نبودم، ‏ولی مسئله اسلام و انقلاب درمیان بود. وقتی نماز تمام می شد و از مسجد بیرون می آمد، ‏یک عده که از قبل برنامه ریزی کرده بودند. جلو مسجد جمع می شدند و با چوب به پیت خالی می کوبیدند و می خواندند: آی، ‏ای شیخو آمد. علی آقا  می توانست هرکاری بکند، ‏اما صبر ایوب داشت،می دانست چه می خواهد و چطور باید عمل کند. در نهایت هم طوری رفتار کرد که همان کسانی که می آمدند جلو مسجد و می خواندند و  می رقصیدند، ‏شدند از بندگان مؤمن و بچه های مخلص. آنهایی هم که به راه نیامدند به انواع و اقسام انحرافات اجتماعی مبتلا شدند و روزگار بسیار بدی پیدا کردند.  علی آقا می گفت: این قدرت خداست.

روز تيغ،اصغر فكوري،انتشارات لشكر 41 ثار الله، چاپ سوم زمستان 88 ، صفحه 14 و 15.