سیره شهدا؛ درد هدایت جوانان غیر مؤمن
.
|
ولادت: 1344، آذربایجان شرقی، مراغه
شهادت: 20 بهمن 1364، عملیات والفجر 8
شغل: روحانی
سمت: روحانی گردان |

زمانی که در شهر بود، با جوان های علاف و بیکار محله طرح رفاقت می ریخت. بعد آنها را به سمت مسجد و بسیج و کوه نوردی و فعالیت های فرهنگی می کشاند. ص 86
با جوان های لات و لا ابالی برنامه قدم زنی در خیابان داشت. گاهی برخی از آنها را هم تنبیه می کرد. می گفت: باید می زدم تا ادب شود. اینها تربیت نشده اند، ما باید راه را نشان شان دهیم و هدایت شان کنیم. ص 87
در تجریش در یک دبیرستان پسرانه مشغول تدریس بود. دانش آموزی بود که با وضعی غیر عادی و آرایش کرده به مدرسه می آمد و بقیه معلم ها او را به کلاس راه نمی دادند. وی پس از مدتی با او طرح دوستی ریخت و رفته رفته متحولش کرد تا این که پایش را به جبهه باز کرد. در روزهای آخر زندگی می گفت: آخر ما ماندیم و آن دانش آموز آرایش کرده به شهادت رسید. ص 51 و 52
کتاب بیا مشهد، گروه فرهنگی شهید هادی، صفحات 86-87-51-52.

اگر لحظه به لحظه جنگي كه يك لحظه هم از آن نادم نخواهيم شد ، پر از گنج هاي هدايت و تآسي است ،بايد اين گنج نامه به صورت موضوعي و روشن در اختيار نسل جوان و البته "فست فود"ي قرار گيرد.اين چيزي است كه وبلاگ حاضر به آن خواهد پرداخت.