برای خدمت!
شهيد علي ماهاني
|
ولادت: ۱۳۳۶، كرمان
شهادت: ۱۳۶۲، والفجر ۲
شغل: نظامي
سمت: جانشين مخابرات لشكر 41 ثارالله استان كرمان |

راوی: سید حسین موسوی ؛هم رزم شهید:
شنیدم که برای چندمین بار که علی آقا ناشناخته خودش را به جبهه می رساند، مسئول تقسیم نیروها می بیند جوانی با جثه ضعیف و پای لنگان آمده، تقاضای کار دارد. هر چه فکر می کند، می بیند این جثه به هیچ کاری جز کار در آشپزخانه نمی خورد.
علی آقا مدتی در آشپزخانه مشغول پوست کندن سیب زمینی بوده که یکی از آشنایان، او را می بیند و می گوید: «اینجا چه کار می کنی علی آقا؟» معذرت خواهی می کند. علی آقا متواضعانه خواهش می کند که به کسی چیزی نگوید. مدتی که می گذرد، تحمل این آشنا تمام می شود و همراه چند نفر دیگر از رزمنده هایی که علی آقا را می شناختند، به زور، او را از آشپزخانه بیرون می آورند. مسئولان سپاه که متوجه می شوند، خیلی عذرخواهی می کنند؛ اما علی آقا خیلی ساده می گوید: «من برای خدمت آمده ام، چه فرقی می کند؟»
كتاب "روز تيغ" ،اصغر فكوري،انتشارات لشكر 41 ثار الله، چاپ سوم زمستان 88 ، صفحه 138 .
اگر لحظه به لحظه جنگي كه يك لحظه هم از آن نادم نخواهيم شد ، پر از گنج هاي هدايت و تآسي است ،بايد اين گنج نامه به صورت موضوعي و روشن در اختيار نسل جوان و البته "فست فود"ي قرار گيرد.اين چيزي است كه وبلاگ حاضر به آن خواهد پرداخت.