شهيد علي ماهاني

ولادت: ۱۳۳۶، كرمان
شهادت: ۱۳۶۲، والفجر ۲
شغل: نظامي
سمت: جانشين مخابرات لشكر 41 ثارالله استان كرمان

راوی:یوسف علویان؛هم رزم شهید:

از عزت و بزرگواری او این طوری بگویم که آن روزها با علی آقا شب و روز در یک سنگر زندگی می کردیم . بعضی وقت ها هم برای وضو گرفتن با هم بیرون می رفتیم . به خاطر لطفی که خدا شامل حالم کرده بود ، ‏ارتباط تنگاتنگی با هم داشتیم ،‌ اما حالا بعد از چندین سال می گوید که علی آقا پاشنه پا نداشته و به خاطر اینکه کسی را به زحمت نیدازد،  ‏بعد از عمل جراحی، پاشنه چوبی ساخت خودش  را جایگزین کرده بوده است .

‏می پرسم : « چطور؟ »‌

‏می گوید : «پایش که اینطور شد ،  چشم در چشم فرمانده اش گفته : یک خراش کوچک است ... چطور می پرسی چطور؟ » 

‏ما در یک سنگر زندگی می کردیم و من می دیدم می لنگد، اما می گفت : «فکر کن مادرزادی است .»  گاهی با خود می گویم : کاش همان روز که پرسیده بود : مجروح هستی، ‏جای آن زخم کوچکم را نشان نمی دادم و نمی گفتم : « نگو علی آقا بدجوری هم مجروح جنگم...»  

كتاب "روز تيغ" ،اصغر فكوري،انتشارات لشكر 41 ثار الله، چاپ سوم زمستان 88 ، صفحه 127.